تبليغاتX
غمگین ترین نگاه
زندگی بی تو محال است تو باید باشی...


برای شیرین ترین غمم...

تو را چگونه بيابم...

تو را چگونه بيابم؟
در قلبهاي بي تصوير
در كوچه هاي مه گرفته
فراموشت نكرده ام
تو آن پرنده اي بودي
كه رفتنت هنوز
نا باورانه نگاههايي است
كه افق بر دوش مي كشد


خورشيد جاوداني ...


تو رفته اي كه بي من سفر كني
من مانده ام كه بي تو ،شب ها سحر كنم
تو رفته اي كه عشق من از سر بدر كني
من مانده ام كه عشق تو را تاج سر كنم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 22:33  توسط orkide  | 

 


وقتي که بچه بودم فکر ميکردم که دخترا عاشق عروسکهاي خوشگل هستن و پسرا عاشق مردان قوي هيکل!
ولي حالا مي بينم که پسرا عاشق عروسکهاي خوشگلند ودخترا عاشق  مردان قوي هيکل!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 19:4  توسط orkide  | 

خدا كند...
دلي كنار پنجره نشسته زار مي زند
و خواب ديده ام ،مرا كنار مي زند
غروب ها كه مي شود خيال چشمهاي تو
تو را دوباره در دل شكسته جار مي زند
يكي نگاه مي كند ،كسي گناه مي كند
يكي سكوت مي كند ،يكي هوار مزند
و عشق درد مشترك ميان ماست
با همه-كسي شعر گفته ،يا كسي كه تار ميزند-
خدا كند به وعده اش وفا كند كه گفته بود
شبي مرا به جرم عشق خويش دار مي زند


بابا نظر بدین
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 20:38  توسط orkide  | 

با باران از راه رسيد
      عشق را دوباره در مزرعه خالي تنم پرواند
     زندگي را درآسمان آبي چشمانش حس کردم
ناگهان...
    پاييز عشقم از راه رسيد
آري رفت
    ولي هنوز
       قلبم براي او مي تپد...

 


از همکلاسيهاي محترم درخواست مي شود اگر جهت رويت نمرات
به دانشگاه سر زدند  چنانچه وضعيت نمرات من زياد بي ريخت نبود
مراتب را به اطلاع اينجانب نيز برسانند.

                                                                با تشکر   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 20:34  توسط orkide  | 

سلام
بالاخره امتحانا تموم شد ولي اين آخريه حسابي كلافم كرده بود
نه مي تونستم يه جا بشينم و درس بخونم نه عذاب وجدان مي ذاشت بي خيالش شم
آخرشم فقط يه فصل خوندم .آخه طول ترم درس نمي خونم برا امتحانا هم كه فقط
يك روز وقت داشتم  اما از اونجايي كه روانشناسا مي گن روز قبل امتحان درس
 نخونين منم روشونو زمين كه نمي تونم بندازم كه ، هر چي باشه دو،سه جزوه بيشتر
 از ما خوندن.ولي عوضش روزاي امتحان حسابي معنوي مي شم (چه بسا اگه
تو اون روزا بميرم شايد جزو  شهدا هم حساب بشم )قبل امتحان ميرم سر وقت خدا
كلي نذر مي كنم اونم كه قربونش برم رومو زمين نميندازه و حسابي شرمندم مي كنه
با اين همه نذراي مختلف بالاخره نمي دونم كدومش  زودتر عمل مي كنه .14 تاحمد
 و سوره براي بقيع يا تسبيح حضرت زهرا(ع)يا پول انداختن تو صندوق صدقات
و امامزاده ها و ...يا همشون با هم ديگه 
 
+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1384ساعت 15:54  توسط orkide  | 

در شبستان خيال
عطر ياد تو چه آرام آمد
گشت زد در عطش باغ و گل و پروانه
و چه آرام مرا پيدا كرد
و چه آرام مرا عاشق كرد
و چه آرام مرا رسوا كرد
در نيستان خيال ، من تو را مي جستم
زير لب مي گفتم :در عشق را بايد جست زير اين چرخ بلند
زير لب مي گفتم :عشق را بايد برد به بلنداي خيال
ناگهان ، عطر ياد تو چه آرام آمد
و چه آرام مرا پيدا كرد
و چه آرام مرا عاشق كرد
و چه آرام مرا رسوا كرد

+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1384ساعت 12:25  توسط orkide  |