اگه یه روزی اومد که دیدی هزار نفر دوست دارن ، بدون یکیشون منم............
اگه یه روزی اومد که دیدی صـــد نفر دوست دارن ، بدون یکیشون منم............
اگه یه روزی اومد که دیدی ده نفــــر دوست دارن ، بدون یکیشون منم............
اگه یه روزی اومد که دیدی تواین دنیا فقط یه نفره که دوستت داره ، یقین داشته باش که اون یه
نفر منم............
اگه یه روز دیدی توی این دنیا هیچکس دوست نداره بدون که ....... من مرده ام .
وای ....که چه زود حرفشو بهم ثابت کرد .............
چون اون روزی که هیچکس دوستم نداشت خیلی زود از راه رسید ......
آ ره .... اون مرده بود !![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی
به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی
چنان وامانده ام در خود که از من می گریزد غم
منم تصویر تنهایی منم معنای دلتنگی
چه می پرسی زحال من؟ که من تفسیر اندوهم
سرم ماوای سوداها دلم صحرای دلتنگی
در آن ساعت که چشمانت به خوابی خوش فرو رفت
میان کوچه های شب شدم همپای دلتنگی
شبی تا صبح با یادت نهانی اشک باریدم
صفایی کرده ام در آن شب زیبای دلتنگی
فراموشت کردم ...
آسمون گرفته ست، هوا يه جوري سنگينه . احساس مي کنم نمي تونم نفس بکشم...دستم رو مي ذارم روي گلوم،قلنبه شده...الان پشت پنجره ايستادم، داره بارون مياد،کوچه خيس شده، مي بيني؟!!
چقدر دلم مي خواد رعد و برق بشه...بهت گفتم چقدر رعد و برق رو دوست دارم؟!...بعضي روزا اينجوري مي شم،نمي تونم نفس بکشم، انگار يه هلو رو درسته قورت دادم و گير کرده تو گلوم...حتما تاثير حال و هواي ابريه...از عصر که بارون شروع شده اينطوريه...اين خيالت هم که ولم نمي کنه!...خيلي بد جنسه،با هوا هماهنگ کرده که اشک منو در بياره، ولي تو همين خيال باش!من تو رو فراموش کردم!حتي ديگه بهت فکر هم نمي کنم...چيه؟...چرا داري اينجوري نيگام مي کني؟...نکنه فکر کردي دارم دروغ مي گم؟...آخه من که بهت نيگا هم نکردم که بگي از نگاهم خوندي!...تازه، تو که هيچ وقت معني نگاهم رو نفهميدي!حتي معني بعضي وقتا سکوت کردنم رو هم نفهميدي...يادته؟!!!اون وقتا که مي گفتي:دوست دارم ، من مي گفتم :نه!باور نمي کنم ...براي اين بود که عصباني مي شدي و دوباره مي گفتي دوستم داري و سه باره و...صد باره!!!و من غرق لذت مي شدم .عاشق همين تلاشت براي متقاعد کردنم بودم، اون وقت توي دلم مي گفتم:من هزار بار دوستت دارم...![]()
نه!نگو که تو اينو نمي شنيدي و براي همين بود که مي گفتي که من بي احساسم و عشق حاليم نيست وهزار تا حرف ديگه...
خب!ديگه مهم نيست،حالا ديگه فراموشت کردم ...ديگه دلم نمي خواد از نگاهم چيزي رو بخوني يا سکوتم رو تعبير کني...الان حتي اگه بخواي مي تونم تو چشمات نيگاه کنم و بگم که فراموشت کردم...فکر نکن به خاطر دوريت هست که الان حالم خوب نيست،مطمئن باش به خاطر هواي ابريه.
نمي تونم نفس بکشم...راه گلوم بسته ست...دستم رو مي ذارم روي گلوم...
چند تا گنجشک روي سيم برق نشسته،مي بيني؟مي خوام اونارو بشمرم .يک،دو،سه،...اَه...نمي تونم،از پشت اشک نمي شه شمرد نمي دونم واقعا دو،سه،تا گنجشک روي سيم هست يا من از پشت اشک اونو چند تا مي بينم!.
چرا داري مي خندي؟!نکنه براي اينکه بالاخره موفق شدي اشکم رو در بياري؟من که گفتم مال هواي ابريه!...چند بار بگم":من فراموشت کردم...فراموشت کردم...مي شنوي؟فرامووووووووووووووش...
بالاخره خيالت دست از سرم برداشت،انگار باورش شد که فراموشت کردم و رفت.
با آستين لباسم اشکامو پاک مي کنم-از بچگي عادت دارم با آستينم اشکامو پاک کنم-شيشه پنجره رو بخار گرفته،با انگشتم روي شيشه يه قلب مي کشم و اسم تو رو توش مي نويسم...
برای تو![]()
![]()
![]()
***
گريه هم با من دگر نامهرباني مي کند
قلبم اما گريه هايش را نهاني مي کند
اشک تنها مونس شبهاي تارم بود و بس
اشک هم با غم دگر اما تباني مي کند
بلبلي در زير باران نگاهم لانه داشت
اينک اما جغد شومي نغمه خواني مي کند
باغ قلبم از هجوم دردها پاييز شد
غصه هم در آن به شادي باغباني مي کند
آقا ما يك استاد داريم خيلي گله .احساس مسئوليتش منو واقعا كشته .
به نظرم حلالترين پول رو مي گيره چون يك دقيقه هم از وقت دانشجو رو به بطالت
نمي گذرونه.مثل بعضي از اين استادا بين بچه ها نه دعواي پسر دختر بودن به راه
ميندازه و نه تركها و فارسها رو ه جون هم مي ندازه يك درس سخت و كسالت آور مثل
زبان ماشين رو كه 4 ساعت پشت سر هم هست رو طوري تدريس مي كنه كه حتي
شاگردي مثل من هم طوري مجذوب درس مي شم انگار دارم شرك 3 رو نيگاه مي كنم.
خلاصه هر چي از آقاييش بگم كم گفتم .اين بار درباره هك و آينده شغلي كامپيوتر يه
چيزايي گفتن كه من يكي رو جو گير كرد مثلا مي گفت :دانشجوي كامپيوتر مساوي
شبكه هر كس كه شبكه بلد نباشه حتي اگه دكترا هم داشته باشه آينده شغلي بالاتر از
منشي گري هم براش زياده .عوضش هر كي شبكه بلد باشه با مدرك سيكل هم ميتونه
پول پارو كنه -جدا هم راست ميگه هاااااا -خلاصه الان من شديد به فكر يادگرفتن شبكه
يا بهتر بگم پارو كردن پول افتادم مي خوام برم كلاس شبكه.البته فعلا كفگير به ته ديگ
خورده بايد يه كم صبر كنم تا اوضاع احوال مالي بهتر بشه و هم اينكه چند روزي از پرداخت
قبض تلفن بگذره وآبها از آسياب بيافته .![]()
آقا لينک بدين لينک بدم. عادلانست ،نه؟![]()
هر روز مي شينم پاش و باهاش ور ميرم ولي دريغ از ذره اي پيشرفت!!!فكرشو
بكن
دوهفته هست كه درست حسابي نرفتم چت !
تمام استخونام درد مي كنه -خدا نصيب
نكنه-نمي دونم چه مرگشه هر چي هست حسابي داغونم كرده ..بگذريم...
هوا رو داريد چه خوب و باروني شده؟جدا محشر نيست؟ جون مي ده برا شعر گفتن .حيف كه
كامپيوترم باهام راه نمي ياد وگر نه خدا مي دونه تا حالا چند تا ديوان شعر گفته بودم .-راستي
حكمتش چيه كه من كشته مرده شعرم ولي با شاعر جماعت حال نمي كنم ؟؟؟-از اين به بعد مهمون
كافي نت روبروي دانشگاهم از اينجا update مي كنم.
از وقتي كامپيوترم رو fdisk كردم حس خيلي بدي دارم
انگار كه گذشتمو از دست دادم كلي
عكس با وب كم از خودمون گرفته بوديما -اه حيف شد همش رو هاردم بود- .حالا يكي دو تا پروژه
درسي هم كه پريد فداي سرم ...![]()
حالا با اين بي كامپيوتر بودن چي كار كنم؟يه راه خوب براي پر كردن اوقات فراقت پيشنهاد كنيد
ولي خواهشا درس خوندن
نباشه كه اصلا حسش نيست .![]()
![]()